تنها
زیــر بارونـ ، منـ تنها
چتـر بهـ دستـ ، در سکوتـ شبـ
اونقدر،به این راهیے که رفتیے و بهـ مقصد رسیدیے ادامهـ میدهمـ
تا منمـ به مقصـد تو برسمـ ، ولیے ، نهـ برایے رسیدنـ به تو ، میخواهمـ بیے منـ بودن هایت را بشمارمـ

تنهایی بعنی چی ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 16:48 توسط coeur
|
